تبليغاتX
###ورود ممنوع###

###ورود ممنوع###

هر چی بخای پیدا میشه عزیز

 

 

 

Ø ساعت Ø

 

 

 

 

Ø نويسندگان Ø

 

 

 

 

Ø جستجو Ø

 

 

 
جستجوی فارسی در گوگل


 

جستجو در وبلاگ


 

 

Ø آمار وبلاگ Ø

 

 


تعداد بازدیدها:



 

 

Ø لوگوی دوستان Ø

 

 

قالب ساز

لوگوی شما

لوگوی شما


  لوگوی من

 

 

تیتراژ برنامه ماه عسل با صدای فرزاد فرزین

موضوع:

 

 

   بی تو (فرزاد فرزین)



 



نويسنده: لوک خوش شانس

 
نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم مهر 1386

|

  

تیتراژ سریال های ماه مبارک رمضان

موضوع:

 

 

 

میوه ممنوعه (احسان خواجه امیری)

شکرانه (محمد اصفهانی)

یک وجب خاک (مجید اخشابی)

 



 



نويسنده: لوک خوش شانس

 
نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم مهر 1386

|

  

آهنگ بسیار زیبای ماه عسل ار محسن یگانه

موضوع:

 

 

 

        1

        ماه عسل



 



نويسنده: لوک خوش شانس

 
نوشته شده در چهارشنبه یازدهم مهر 1386

|

  

اس ام اس باحال

موضوع:

 

 

***اس ام اس هايي براي کرم ريختن در نصف شب***

سوسک ! سوسک ! ... توروخدا بيا بکشش ، من مي ترسم!!!

مشترک گرامي اين اس ام اس به منظور بيدار کردن شما مي باشد لطفا لبخند بزنيد!

ميگم پاشو يه چند تا اس ام اس بفرستيم اينور اونور مردمو بيدار کنيم . خيلي حال ميده.

ببينم راسته که ميگن ايران از جام جهاني حذف شده؟

سلام. ببخشيد بد موقع مزاحم شدم!، راستش را بخواهيد يه سوالي داشتم خيلي وقت بود ذهنم را مشغول کرده بود، مي خواستم بپرسم... مي خواستم... اصلا ولش کن. بزار براي بعد، خب؟

سايه ام عاشق سايه ات شده مي خواستم ببينم آيا مي توانيم همــــــــــسايه شويم؟

يه بغل گل رز با يه دنيا احساس با يه سبد ستاره، ميدم بهت، ببر سر چهارراه بفروش سودش نصف نصف!

پسر ها هيچ وقت دنبال 2 چيز نمي دوند، اتوبوس و دختر، چون 10 دقيقه بعد يکي ديگه مياد !

jik, jik , jik , jik , jik , jik , jik ,jik,jik, jik...
يکي اضافه کن بفرست براي جوجوي بعدي (ستاد سرشماري جوجه هاي آخر پاييز!)

به علت نبودن چرت و پرت براي ارسال، پيشاپيش نوروز 1386 را تبريک عرض مي کنيم.

تو صحراي قلبم تو تنها شتري!

چي کار کردي که اين همه طرفدار پيدا کردي؟ هر جاي شهرکه ميرم مي بينم مردم تابلوهايي دستشون گرفتن که اسم تو روش نوشته شده: گوسفند زنده!!!

آسمان را مي خواهم براي عبور، جاده باريك است! ماه را مي خواهم براي نور، راه تاريك است! تو را مي خواهم براي نظافت، عيد نوروز نزديك است!

اين اس ام اس فقط براي دويدن شما به دنبال گوشي موبايل ارسال شده و ارزش ديگري ندارد!

                                   ***اس ام اس هاي خنده دار***

لرد بايرون گفته: مردن براي زني که دوستش داري از زندگي کردن با او 
راحتتر است!!!

مي دونم بيداري و داري ستاره ها رو مي شماري ولي يکيش کمه... آخه داره 
اس ام اس ميزنه.... منم خوابم نمي بره دارم گوسفندا رو مي شمارم اما 
يکيش کمه... چون داره اس ام اس ميخونه!

مي دوني ب.م.م يعني چي؟ يعني بزرگترين مقسوم عليه مشترك. حالا مي دوني م.ب.ب يعني چي؟ يعني مربا بده بابا.

جديد ترين نفرين 2007: الهي عاشق قل مراد بشي، هر چي بهش بگي دوستت دارم بگه ها؟
اگه فكر كردي كه ازت خوشم مي ياد و برام خيلي عزيزي و دلواپستم و اگه نبينمت دلم برات تنگ مي شه... درست فكر كردي.

سخت ترين تست كنكور 86:در كدام گزينه گل مراد داره گريه مي كنه؟ 1)هاهاهاها 2)هاهاهاها 3)هاهاهاها 4)هاهاهاها

دقت كرديد كه همه چيزهاي خوب خانم هستند: خورشيد خانم، پروانه خانم، مهتاب خانم! اما همه چيزهاي بد آقا هستند: آقا دزده، آقا گرگه، آقا غوله!

فكر مي‌كني براي چي بهت اس‌ام‌اس دادم؟ 1- خيلي باهات حال مي‌كنم؟ 2- دوست دارم؟ 3- به يادتم؟ 4- اينقدر مزخرفي كه ارزش يه زنگ زدن هم نداري؟

اگه خوابي بيدار شو، اگه بيداري بشين، اگه نشستي پاشو راه برو، اگه راه 
ميري بدو، اگه ميدوي يه پشتک بزن و خوشحال باش که از طرف من يه اس ام اس برات اومده.

به علت نبودن چرت و پرت برای گذاشتن آف پیشاپیش نوروز 86 را تبریک می گویم.

بیا به سختی هامون فکر نکنیم، به زندگی فکر کنیم، به بهار، به عشق، به جهنم، به درک، به تو چه؟ به من چه؟ من نازی رو طلاق نمی دم!

نظر یادت نره گلم



 



نويسنده: لوک خوش شانس

 
نوشته شده در سه شنبه دهم مهر 1386

|

  

اس ام اس های عاشقانه و زیبا

موضوع:

 

 

  آن کس که ميگريد يک درد دارد و آن کس که مي خندد هزار و يک درد

 اگه يه روز بهت گفتند 1000 نفر دوستت داره،بدون اوليش منم. اگه يه روز
 بهت گفتند 100 نفر دوستت داره،بدون اوليش منم. اگه يه روز بهت گفتند 10
 نفر دوستت داره،بدون اوليش منم. اگه يه روز بهت گفتند 1 نفر دوستت
 داره،بدون اون يه نفر منم. اگه يه روز بهت گفتند كسي دوستت نداره،بدون
 من مردم!!!

 انسان هيچ وقت بيشتر از آن موقع خود را گول نميزند كه خيال ميكند
 ديگران را فريب داده است

 عشق نمی پرسه اهل کجايی، فقط ميگه تو قلب من زندگی می کنی. عشق نمی
 پرسه چرا دور هستی فقط ميگه هميشه با من هستی. عشق نمی پرسه که دوستم
 داری فقط ميگه: دوستت دارم

 ترس از رنج از خود رنج بدتر است......... پائولو کوئيلو

 به بازار سياه رفتم براي خريدن عشق ولي در ابتداي ورودم روي كاغذي
 خواندم در غرفه هوس بازان عشق را به حراج گذاشته اند به قيمت نابودي
 پاك بازان

 افسوس... آن زمان که بايد دوست بداريم کوتاهي ميکنيم آن زمان که
 دوستمان دارند لجبازي ميکنيم و بعد... براي آنچه از دست رفته آه ميکشيم


 آبي تر از آنيم که بي رنگ بميريم ازشيشه نبوديم که با سنگ بميريم تقصير
 کسي نيست که اينگونه غريبيم شايد که خدا خواستکه دلتنگ بميريم

 هميشه براي کسی بخند که ميدونی به خاطر تو شاد ميشه... واسه کسی گريه
 کن که ميدونی وقتی غصه داری و اشک ميريزی برات اشک مي ريزه... براي کسی
 غمگين باش که در غمت شريکه... عاشقه کسی باش که دوستت بداره!

 زندگي را دوست دارم به شرط آن که: (ز)آن زندان نباشد (ن)آن ندامت نباشد
 (د)آن در ماندگي نباشد (گ) آن گورستان نباشد (ي)آن ياس نباش

 ميدونی چرا وقتی تو چشم‌هاي کسی نگاه ميکنی بيشتر دوستش داری؟ چون خودت
 رو توش ميبينی!!

 دنيا را بد ساخته اند... کسي را که دوست داري، تورادوست نمي دارد. کسي
 که تورا دوست دارد، تو دوستش نمي داري اما کسي که تو دوستش داري و او
 هم تو را دوست دارد به رسم و آئين هرگز به هم نمي رسند و اين رنج است.
 زندگي يعني اين.... دکتر شريعتي

 دوست آن نيست که هر لحظه کنارت باشد. دوست آن است که هر لحظه به يادت
 باشد. دوست واقعي کسي است که دست هاي تو را بگيرد ولي قلب تو را لمس
 کند

 لحظات شادي خدا رو ستايش كن لحظات سختي خدا رو جستجو كن لحظات آرامش
 خدا رو مناجات كن لحظات دردآور به خدا اعتماد كن و در تمام لحظات خدا
 رو شكر كن

 روزي دروغ به حقيقت گفت: مــــيل داري با هم به دريـــا برويم و شنـــا
 کنيم؟ حقيقــت ساده لــوح پذيرفت و گول خورد. آن دو با هم به کنار ساحل
 رفتند، وقتي به ساحل رسيدند حقيقت لباسهايش را در آورد. دروغ حيلــــه
 گـــر لباسهاي او را پوشيد و رفت. از آن روز هميشه حقيقت عــــريان و
 زشت است، اما دروغ درلبــــــاس حقيقت با ظاهري آراسته نمايان مي شود

 معلم گفت: عشق چند بخشه؟ يه بار دستم رو از بالا تا پايين آوردم و با
 خوشحالي گفتم: يك بخش! ولي وقتي تو رو شناختم فهميدم عشق سه بخشه: 1-
 عطش ديدن تو 2- شوق با تو بودن 3- اندوه بي تو بودن

 سكوتم را به باران هديه كردم
 تمام زندگي را گريه كردم
 نبودي در فراغ شانه هايت
 به هر خاكي رسيدم تكيه كردم

 وقتي دل تنگ شدي به ياد بيار کسي رو که خيلي دوستت داره، وقتي نا اميد
 شدي به ياد بيار کسي رو که تنها اميدش تويي. وقتي ساکت شدي به ياد بيار
 کسي رو که به شنيدن صداي تومحتاجه

 در مکتب ما رسم فراموشي نيست در مسلک ما عشق هم آغوشي نيست مهر تو اگر
 به هستي ماافتد هرگز به سرش خيال خاموشي نيست

 زندگي را دور بزن و آن گاه که بر تارک بلند ترين قله ها رسيدي، لبخند
 خود را نثار تمام سنگريزه هايي کن که پايت را خراشيدند

 انديشيدن به پايان هر چيز شيريني حضورش را تلخ مي كند... بگذار پايان
 تو را غافلگير كند درست مانند آغاز

 روزگار آموخت به هر چه دل مي بندي بايد همسنگش، توان دل کندن را نيز
 داشته باشي

 تلقين و تكرار جملات نااميد كننده اي چون" من به حد كافي خوشبختم و
 نيازي به خطر كردن و دردسر ندارم"، ما را از ترقي و تعالي باز مي دارد
 و اجازه نمي دهد لياقت خود را در زندگي به اثبات برسانيم.

 صادق باشيد, بدون ابهام و با صراحت و صداقت صحبت کنيد. روابطي که اين
 اصل را ندارند بي شک قطع خواهند شد.

 هرگاه دلت هوايم را کرد، به آسمان بنگر و ستارگان را ببين که همچون دل
 من در هوايت مي تپند

 من خردمندترين مردمانم زيرا يک چيز مي دانم و آن اين است که هيچ چيز
 نمي دانم . سقراط

 ببخش نه به اين خاطرآنکه آنها لياقت بخشش تو را دارند بلکه به اين خاطر
 توکه لياقت داري آرامش داشته باشي

           

  هيچ كس به اندازه ابلهي كه زبانش را نگه مي دارد به يك مرد عاقل شباهت 
  ندارد

  يادت نره هميشه تاريکترين ساعت شب... نزديک ترين زمان به طلوع خورشيد 
است

 خوب اس ام اس ها رو خوندید خوشتون اومد اگه خوشتون اومد یه نظر هم بدید بد نیست 

 راستی اس ام اس های خوب خود رو تو نظرات وبلاگ بنویسید تا با اسم خودتون بزارمش تو وبلاگ



 



نويسنده: لوک خوش شانس

 
نوشته شده در سه شنبه دهم مهر 1386

|

  

غرور

موضوع:

 

 



نشان به آن نشان که من هیچ گاه برای هیچ چیز نشان نمی گذارم و اصولاً فرق

نشان ، نشانه و نشانی را نمی دانم ، آن نشانه هایی که گویند خداوند در اطراف

انسان مقرر کرده است تا بلکه او ایمان بیاورد و آگاه شود را درنیافته ام و احتمالاً آگاه

هم نشده ام !!


نشانِ نشانی ِ من ، گاه ، دختر بودنم است که اوقاتی دوست دارم به کل نشانی اش

را گم کنم و به کسی هم نشانش ندهم ! نشانِ نشانی ِ من ، گاه آدم بودنم است که

انگار بی نشانی اش از با نشانی بودنش بهتر می نماید !


من هیچ گاه نشانه های زندگی را در خود نیافته ام که از نشانی زندگی با تو سخن

بگویم ! نشانه گیری من هیچ وقت دقیق نبوده است تا لااقل مرگ را نشانه بگیرم ...

نشانه های من اصولا به جاهایی نشانده می شود که نباید !


نشان به آن نشان که من هیچ گاه برای هیچ چیز نشان نمی گذارم ، نمی دانم چرا

امروز از این نشان به آن نشان به دنبال نشانی ِ نشانه ای هر چند کوچک از زندگی

گشته ام !


 



نويسنده: لوک خوش شانس

 
نوشته شده در سه شنبه دهم مهر 1386

|

  

آخر مهندسی

موضوع:

 

 

به یک دانشجوی مهندسی ، و یک دانشجو فیزیک و یک دانشجو ریاضیات، هر کدام 150 دلار دادند و از آنها خواسته شد که با استفاده از این پول ، ارتفاع یکی از هتل های شهر را که دانشگاه در آن قرار داشت. با دقت محاسبه کنند. سه دانشجو با اشتیاق فراوان برای انجام این محاسبه دنبال تهیه ملزومات رفتند.دانشجوی فیزیک اول به یک مغازه ساعت فروشی رفت و یک کرونومتر خرید و بعد ، از یک فروشگاه چند گوی فلزی به اندازه های مختلف خرید و سپس به یک لوازم التحریری رفت تا یک ماشین حساب بخرد و آخر سر هم چند نفر از دوستانش را خبر کرد تا در این کار به او کمک کنند . این دانشجوی فیزیک زمانی را که هر یک از گوی ها را از پشت بام هتل به زمین رسید اندازه گرفت و بعد با محاسبه زمانهای سقوط گوی ها و فرمول های فیزیکی ، ارتفاع هتل را به دست آورد. دانشجوی ریاضیات منتظر شد تا خورشید کمی پایین برود و بعد ، زاویه سنج و شاقول و متری را که خریده بود از کیفش در آورد طول سایه را اندازه گرفت ، زاویه خطی که نوک پشت بام هتل را به نوک سایه آن متصل می کرد محاسبه کرد و بعد با استفاده از فرمول های مثلثات ارتفاع هتل را تعیین کرد. واضح است که با این همه کار ، آنها دیگر فرصت نکردند برای امتحان فردایشان به اندازه کافی مطالعه کنند و همین باعث شده بود تا زیاد سر حال نباشند. روز بعد این سه دانشجو یکدیگر را در دانشگاه دیدند ، در حالی که سر حالی دانشجوی مهندسی باعث تعجب دو دانشجوی دیگر شده بود. آنها طریق محاسبه ارتفاع هتل را از هم پرسیدند و وقتی توضیحات دانشجوهای ریاضیات و فیزیک به پایان رسید دانشجوی مهندسی با قیافه حق به جانب روش خود را به این شکل توضیح داد : کاری نداشت ! من پیش مسئول پذیرش هتل رفتم یک دلار به او دادم و پرسیدم ارتفاع هتل چند متر است بعد با 149 دلار باقی مانده باقی روز را حسابی خوش گذراندم



 



نويسنده: لوک خوش شانس

 
نوشته شده در سه شنبه دهم مهر 1386

|

  

قانون 4 نیوتن

موضوع:

 

 

 عشق در پسر ها هرگز از بين نمي رود بلکه از دختري به دختر ديگر انتقال مي يابد    واقعا که


 



نويسنده: لوک خوش شانس

 
نوشته شده در سه شنبه دهم مهر 1386

|

  

شهر هرت

موضوع:

 

 

شهر هرت جایی است که رنگهای رنگین کمان مکروهند و رنگ سیاه مستحب

شهر هرت جایی است که اول ازدواج می کنند بعد همدیگه رو می شناسن

شهر هرت جایی است که همه بَدَن مگر اینکه خلافش ثابت بشه

شهر هرت جایی است که دوست بعد از شنیدن حرفات بهت می گه:‌ دوباره لاف زدی؟؟

شهر هرت جایی است که بهشتش زیر پای مادرانی است که حقی از زندگی و فرزند و همسر ندارند

شهر هرت جایی است که درختا علل اصلی ترافیک اند و بریده می شوند تا ماشینها راحت تر برانند

شهر هرت جایی است که کودکان زاده می شوند تا عقده های پدرها و مادرهاشان را درمان کنند

شهر هرت جایی است که شوهر ها انگشتر الماس برای زنانشان می خرند اما حوصله 5 دقیقه قدم زدن را با همسران ندارند

شهر هرت جایی است که همه با هم مساویند و بعضی ها مساوی تر

شهر هرت جایی است که برای مریض شدن و پیش دکتر رفتن حتماْ باید پارتی داشت

شهر هرت جایی است که با میلیاردها پول بعد از ماهها فقط می توان برای مردم مصیبت دیده چند چادر برپا کرد

شهر هرت جایی است که خنده عقل را زائل می کند

شهر هرت جایی است که زن باید گوشه خونه باشه و البته اون گوشه که آشپزخونه است و بهش می گن مروارید در صدف

شهر هرت جایی است که مردم سوار تاکسی می شن زود برسن سر کار تا کار کنن وپول تاکسیشونو در بیارن

شهر هرت جایی است که 33 بچه کشته می شن و مامورای امنیت شهر می گن: به ما چه. مادر پدرا می خواستند مواظب بچه هاشون باشند

شهر هرت جاییه که نصف مردمش زیر خط فقرن اما سریالای تلویزیونیشو توی کاخها می سازن

شهر هرت جایی است که 2 سال باید بری سربازی تا بلیط پاره کردن یاد بگیری

شهر هرت جاییه که موسیقی حرام است حرام

شهر هرت جایی است که همه با هم خواهر برادرن اما این برادرا خواهرا رو که نگاه می کنن یاد تختخواب می افتن

شهر هرت جایی است که گریه محترم و خنده محکومه

شهر هرت جایی است که وطن هرگز مفهومی نداره و باعث ننگه

شهر هرت جایی است که هرگز آنچه را بلدی نباید به دیگری بیاموزی

شهر هرت جایی است که همه شغلها پست و بی ارزشند مگر چند مورد انگشت شمار

شهر هرت جایی است که وقتی می ری مدرسه کیفتو می گردن مبادا آینه داشته باشی

شهر هرت جایی است که دوست داشتن و دوست داشته شدن احمقانه، ابلهانه و ... است

شهر هرت جایی است که توی فرودگاه برادر و پدرتو می تونی ببوسی اما همسرتو نه...

شهر هرت جایی است که وقتی از دختر می پرسن می خوای با این آقا زندگی کنی می گه: نمی دونم هر چی بابام بگه

شهر هرت جایی است که وقتی می خوای ازدواج کنی 500 نفر رو دعوت می کنی و شام می دی تا برن و از بدی و زشتی و نفهمی و بی کلاسی تو کلی حرف بزنن

شهر هرت جایی است که هرگز نمی شه تو پشت بومش رفت مگر اینکه از یک طرفش بیفتی..

شهر هرت جایی است که .......

خدایا این شهر چقدر به نظرم آشناست!!!!!!



 



نويسنده: لوک خوش شانس

 
نوشته شده در جمعه سی ام شهریور 1386

|

  

عکسی از گروه آرین

موضوع:

 

 



 



نويسنده: لوک خوش شانس

 
نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386

|

  

 

 

Ø منوی اصلی Ø

 

 

 صفحه نخست
پست الكترونيك
آرشيو مطالب


درباره وبلاگ

 



سلام به وبلاگ من خوش اومدین هر چی بخواین تو این وبلاگ پیدا میشه
من لوک خوش شانس هستم. 19 ساله از نیشابور.
میبینید چه نازم

 

 

Ø آرشيو مطالب Ø

 

 


مهر 1386

شهریور 1386

مرداد 1386

 

 

Ø پيوندها Ø

 

 

 
قلندر

کلبه احساس (پریسا شیطون)

آرشیو قالبهای بلاگفا

جزیره عشق

وبلاگ مذهبی (خیلی توپه)

معرفی سایت های مجازو مفید

 
قالب ساز



 

 

¤ قالب ساز ¤

 

 

ساخت و ويرايش قالب توسط

قالب ساز 

©raz¥Full

 


 <||Copyright © 2006 - Designed By : ©raz¥Full All Rights Reserved ||>